
در این کتاب کوشیدهمیشود به تاریخ ایران و خليجفارس اشارهشود و آنگاه به صورت جزییتر به تاریخ منطقه سواحل خليجفارس و سپس منطقهای به نام شیبکوه خليجفارس(واقع در جنو ب شرق استان بوشهر و در حد فاصل کوههای زاگرس تا دریای خلیجفارس که کمابیش کنگان تا گاوبندی را فرامیگیرد)پرداختهشود.
این کتاب را در سه بخش جاي دادهام. بخشاول تمدن سيراف است تا دوران زوال كه به ناگزير خلاصهاي از وضعيت دريايفارس را به آن افزودهام و نگاهي نيز به ديگر بندرها و شهرهاي دريايفارس داشتهام. بخشدوم را تاريخ كنگان از دوران ویرانی سيراف قرار دادهام و چون موضوعهایي از دو بخش فوق براي بهتر دانستن لازم بود، بخشسوم را به آن افزودم و آن را ضميمهها ناميدم. کارنامه نفت و گاز وکارنامه مروارید و شناورهای دریایی ایران و از بازرگانی تا سلطه گری کشورهای اروپایی در خلیج فارس و نگاهی به بندر کنگان در حال حاضر و همسایگان ان از نوشته های این بخش اند.
كار برروي اين مجموعه به گونهای فشرده، پیاپی و روزانه از پاييز 83 تا بهار 84 ادامه يافتهاست. در اين مدت، روزانه به صورت ميانگين 14ساعت كار كردهام و از بهار 84 تا زمستان 85 نیز کم و بیش به ویراستاری و اصلاحاتی در این متن پرداختهام.
از مقدمه این کتاب در صفحه ۱۱ :
۱- ميگويند: در بندري كوچك و قديمي دختري هميشه در حال گريهكردن بود. اشكهاي دخترك تبديل به مرواريد ميشد. مردم با جمعآوري دانههاي مرواريد و فروش آن زندگي ميكردند. آن بندر در ساليان كوتاهي يكي از بندرهاي بزرگ و آبادان جهان شد. مردم شاد و خندان زندگي ميکردند، اما دخترك هميشه گريه ميكرد و كسي نميدانست چرا؟
در صفحه ۲۳ این کتاب می خوانیم:
درخت ايران ريشه درخليجفارس دارد.[1] مورخين عقيده دارند كه خليجفارس گاهواره تمدن عالم يا مبدا پيدايش انسانهاست و ساكنان باستاني آن نخستين انسانهايي بودهاند كه دريانوردي را آموختهاند، كشتي ساختهاند و در امواج خروشان دريا نشستهاند تا خاور را به باختر پيوند زنند. بديهي است خليجفارس به علت راه داشتن به درياهاي آزاد در طول تاريخ کانون توجه باشد. ساكنان سواحل خليجفارس يعني اقوامي چون ايلاميها، آشوريها، سومريها، آكديها، بابليها و پارسيها در طي تاريخ بنيانگذار تمدنهاي درخشاني بودهاند. در اين دريا اقوامي همچون مصري، يوناني، سومري، هندي، فينيقي، پارسي، مقدوني و عرب به دريانوردي پرداختهاند.[2]وقتي به ياد بياوريم كه اين دريا در قلب زيستگاه كهنترين اقوام دورههاي باستان از قبيل آكاديها، ايلاميها،[3] سومريها، كلدانيها، آشوريها، بابليها، مصريها، كنتانيها و فينيقيها[4] و نورديكها[5] بودهاست، پيخواهيم برد كه خليجفارس قبل از ورود آرياييها، راهي براي ارتباطات بازرگاني دنياي قديم بودهاست.
1- درجغرافياي گذشتگان تمامي آبهاي خليجفارس و عمان و درياي عرب امروزي را درياي پارس و اقيانوس هند را «آرياتراس» ميگفتهاند. درياي پارس يكي از بزرگترين درياهاي چهارگانه دنيا بود، اما پهنه آبي كه آن را خليجفارس ناميدهاند، امروزه خليجي است با 1000 كيلومتر طول و بيش از 240 كيلومتر عرض متوسط. خليجفارس با 226 هزار كيلومتر مربع وسعت، يكي از خليج هاي بنام جهان است. خليجفارس از نظر منابع طبيعي از غني ترين پهنههاي آبي جهان است. نفت، مرواريد، گاز، فسفات، گوگرد، مرجان، انواع ماهيها و ميگو از جمله ثروتهاي موجود در پهنه آبي خليجفارس است.
2- مقايسهشود: احمد اقتداري، خليجفارس، ص14-40.
3- ايلاميها پيش ازآغاز تاريخ، در دشتهاي جنوب غربي ايران، از حوالي شوش تا بوشهر سكونت داشتهاند. به نظر مي رسد كه اين قوم ابتدا در آسياي مركزي ساكن بودهاند و در حدود 4000 ق م، به فلات ايران، سوريه و مصر مهاجرت كردهاند. پس از برخورد آرياييها با ايلاميها، نژاد ايلاميها در اثر اختلاط و آميزش مستهلك شدند. در نتيجه نژاد واحدي به وجود آمد كه بعدها مباني و ريشههاي اقوام ايراني را به وجودآورد.
4- به موجب گفتههاي غالب تاريخ نگاران، مردم شامات كه يونانيان آنان را فينيقي ميناميدند و به غلط ساميتصور ميكردند، پدران ايرانيان ايلاميتباري بودند كه بعدها به آن كشور مهاجرت كردند. بيشتر مورخان دنياي جديد و قديم هم معتقدند كه فينیقیها اصالتي خليجفارسي دارند و هم كهنترين دریانوردهای جهان بودهاند. برهمين اساس بايد گفت خليجفارس گاهواره تمدن بشري است و زادگاه و مركز دريانوردي جهانيان.
5- قومنورديك كه به زبان هند اروپاي سخن ميگفتند، در آغازه هزاره دوم بهايران آمدهاند. بر اساس مدارك عدهاي كه در زماني از هند راه افتادهبودند، در امتداد درياي مكران و خليجفارس به سوي غرب، از جمله ايلام و لرستان رفتند. ظاهرا يكي از شاهانآشور درحجاريهاي برجسته خود، تصوير عدهاي از مردم را نقش كردهاست.
جا دارد از دوستان مهربانم سعید وفایی و محمد رحیمی زاده و احمد بی باک که در هنگام انتشار و چاپ این کتاب یاری ام داده اند تشکر و قدردانی نمایم.
درباره وبلاگ

از رضا طاهری منتشر شده است :
هفت تا و دو تا دوستت دارم
(مجموعه شعر-نشر نخستين-
سال 79)
از فال قهوه
(مجموعه غزل-نشر آرويج-سال 81)
داستان مرگ سيزدهم
( مجموعه شعر ـ نشر ثالث ـ
سال 81)
اين آدم خوشحالا اين جا چه كار مي كنند
(مجموعه نمايش نامه-نشر نخستين-سال81)
كارتوني
(مجموعه داستانك هاي شاعرانه ـ نشر آیینه جنوب- سال86)
شبانه ها
(مجموعه شعر- نشرداستان سرا ـ سال 85)
از مرواريد تا نفت ( تاریخ خلیج فارس)
(پژوهش در تاريخ سيراف و كنگان - نشر داستان سرا - سال 88)
صفحات ديگر