تبليغاتX
همیشه خیابانی هست که مرا به سمت دریاببرد - از زرتشت تا مولوی
نوشته ها
   آیا از نظر واژگانی و سبک گفتار یشت های آبان یشت با مهر یشت در یسنه های اوستا با هم متفاوتند؟این گونه نیست که آبان یشت ها به واسطه معانی اسطوره ایشان مقداری کهن تر از مهر یشت ها باشند؟
چه جوری بنویسم آناهیتا قبل از میترا بوده است و قبل از آموزش زرتشت ؟
آیا سلام کردن و دست دادن یه روش ایرانی کهن است که در اثر گسترش آیین میترایی در جهان همه گیر شده است ؟
آناهیتای پورداود یه اسم بود فعلا دوتا کتاب تخصصی بیشتر ندیدم!
روش یافتن سفره های آب های زیر زمینی؟ سدهای زیر زمینی؟! اطلاعات قدیم؟ التفهیم چیزی داشت؟
سعید می آیم تهران برای خرید یک ریگ ودا . راستی القالیم مقدسی چی شد؟
چند تا مجسمه و معماری با صدتا تاویل !!! نظرات تفضلی و بهار و ژاله آموزگار را قبول کنیم یا...؟
کومون یه کتاب دو جلدی به نام متون و یادمان های مربوط به آیین رازورانه میترا نوشته به فارسی ترجمه نشده ؟! بد نیست یه اطلاعاتی ازش داشته باشم!
از شاعران هزاره ی آخر مثال بیاورم چه کمکی می کند مثلا همین حافظ خودمان فردوسی جای خودش!
میترای ادبیات هندی و ایرانی یا میترائیسم اروپایی شده ؟و گیج بازی های من در کوشانی ها هیتی ها وووو وای این لودیه از کجا آمد الحضر است یا هترا؟ مسیحت رقیب یا جانشین میترا؟می شود اول یه نقشه جغرافیای باستانی کشید و بعد.... و هزار تا سوال دیگر این جوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالا دلم برای شعر تنگ شده! و دیر شدن چاپ یه کتاب کلافه ام کرده! ذهنم را انبانی کرده ام از .... و دوباره بی هیچ نتیجه ای... یاد این شعر مولوی می اندازدم:

ما در این انبان گندم می‌کنیم
گندم ِ جمع آمده، گم می‌کنیم

می‌نیاندیشیم آخر ما به هوش
کین خلل در گندم، است از مکر موش

موش؛ تا انبار ِ ما حفره زده‌ست
واز فَن‌اش انبار ما ویران شده‌ست

اول ای جان، دفع ِشرّ ِموش کن
وانگهان در جمع گندم جوش کن

 

+ نوشته شده در  دهم دی 1387ساعت 14:31  توسط رضا طاهری  |