
اتاق پر از دود سیگاربرگ می شود و یاد نقاشی های کودکی
ام می افتم که کلبه ای نقاشی می کردم و همیشه
از دود کش آن دود بر می خواست. مردم این گوشه می گویند کَله دود. دود ی که از کله (چشوک
=چشم خانه ؛ دریچه = درب کوچک ؛ یا روزنی که برای تهویه هوا در خانه های قدیمی می
ساختند) و دودکش خانه بر می خیزد. در دود ها می چرخم وحلقه حلقه دود ها را نشانه
هایی از گوشه های پراکنده زندگی ام می دانم همان گونه که نقش قهوه در فنجان را می نگرم یاد نشانه ها می افتم. واقعا عجب غولی است این تخیل
که برده غول دیگری است به نام ادبیات و هنر .کافی است از شیشه به بیرون پرتابش کنی
دردسری است. دیو ادبیات بزرگ است عشق می ورزد می خندد همه چیز را در آنی به پری خویش
تقدیم می سازد اما جانش بسته به شیشه ای است و قلبش در گرو عشق دخترکی. و همه زندگی
اش به ظرفی کوچک و شکستنی ختم می شود. مثل همه ی دیو های هزار و یک شب که می مانند
تا دختری آن ها را رام کند انگار نه انگار از خود اراده ای ندارند و عقلشان به عشق
نمی رسد.
چونان دیوی که از شیشه در آمده است در میان دود های اتاق
می چرخم و یاد گوشه ای از شعر هایم می افتم.
آسمان را تا می کنم و در جیبت می گذارم
که ببین به فکر روزهای سرما خوردگی ات هستم.
یا
حالا که خیلی صبح شده است
از ابرهای پف کرده وزرده خورشید
برای خودم نیمرو درست می کنم
و یادم می افتد جایی گفته بودم
هر کلمه درختی است
درختی که پسرها در پایش چشم به راه می نشینند
و دخترها سبدی میوه سوغاتی می آورند
حالا این
ذهن گسیخته ی ما چونان دیو ی به هر سوی می رود و در آنی شاهزاده ای را با تختش
جابه جا می کند می آورد . ذهن ما هم توی این دود می چرخد و حلقه ها را به هم گره می
زند و صورت فیزیکی هر توده ی دود را که به قول سوسور در جهان نشانه شناسی دال می
نامند به مدلولی که برآیند ذهنی ماست بدل می سازد و این گونه نشانه ای رویت می
گردد.پیش تر ها خوانده بودم هر کلمه یک نشانه است. بی خیال قرار نبود به این بحث
ها برسیم این ها را مثلا در پاورقی اضافه می کنم :
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
سوسور می گوید هر نشانه در درون خود شامل دو بخش است: دال
و مدلول. در مورد كلمه، صورت نوشتاري يا گفتاري آن دال محسوب مي گردد و مدلول
برآيندي ذهني است از تمام مصداق هاي ممكن در جهان خارج كه به واسطه كاربرد كلمه در
ذهن تداعي مي شود.
اما بارت معتقد است ساخت گرايي كاملا به فعاليت ذهن
اهميت مي دهد. به اين ترتيب كه معني هر عنصر به جاي اينكه متعلق به خود باشد ،
متعلق است به ارتباطش با ديگر عناصر و به
تنهايي معنا ندارد
سوسور در نشانه شناسی خویش معنا را در گفتار جستجو کرده ،« نوشتار را صورت فرعی و تبعی
گفتار می داند.»دریدا می کوشد انگاره تقدم گفتار بر نوشتار را واژگون ساخته نظریه
جدیدی را در زبان شناسی ارائه نماید
نمی دانم چرا وقتی باران می بارد به یاد غلامحسین ساعدی می افتم بعد به یاد صادق هدایت و همین طور به یاد گفته های این دو خوابانیده در پلاشز که استخوان های پشتم در عشق زنی تیر می کشند.
درباره وبلاگ

از رضا طاهری منتشر شده است :
هفت تا و دو تا دوستت دارم
(مجموعه شعر-نشر نخستين-
سال 79)
از فال قهوه
(مجموعه غزل-نشر آرويج-سال 81)
داستان مرگ سيزدهم
( مجموعه شعر ـ نشر ثالث ـ
سال 81)
اين آدم خوشحالا اين جا چه كار مي كنند
(مجموعه نمايش نامه-نشر نخستين-سال81)
كارتوني
(مجموعه داستانك هاي شاعرانه ـ نشر آیینه جنوب- سال86)
شبانه ها
(مجموعه شعر- نشرداستان سرا ـ سال 85)
از مرواريد تا نفت ( تاریخ خلیج فارس)
(پژوهش در تاريخ سيراف و كنگان - نشر داستان سرا - سال 88)
صفحات ديگر