
دیروز در عسلویه در اتاق کارم کولر روشن کرده بودم و با
دوستانم برای برنامه روز پنجشنبه توی تهران قرار میگذاشتم. شنیده بودم برف زیادی
باریده است . پرواز این هفتهام هم مانند هفتهی قبل لغو شد ( بهخاطر بارش برف) تا باز گوشه ای از شعر کتاب شبانهها را با خودم زمزمه کنم:
فکر کردم این روزها باید جایی باشد
که برف باریده باشد
همه جا سپید باشد
به پرواز مسکو نرسیدم به خیر.....
همیشه جایی از دنیا هست برای نرسیدن
امروز
برای دومینبار در سال یک نمنمی از باران بارید و من شعرهای منتشر نشدهی قدیمیایم را می خوانم:
۱
پشت سر سطري كه
كه يكي
ميآيد و مينشيند و ميگويد
دارند دریاها را بر میدارند میپاشند
پشت سرسطری که
باريده
است باران پشت سر سطري كه
همين كه
ببارد باران
يعني تو بر ميگردي
پشت سر
سطري كه
۲
نوشتن
زني كه برهنه شد در برابرت
در باران
زني كه تمام درياها را زاييده بود
در باران
نوشتن در زير باران برهنهام مي كند
در باران
مثل
آدمكان عصر نوسنگي
در باران
برهنه بر
من ظهور كن
تا بافهاي
از شعر را بر پيكرهات بپوشانم
در باران
تنها این باران تلخ میآوردم
درباره وبلاگ

از رضا طاهری منتشر شده است :
هفت تا و دو تا دوستت دارم
(مجموعه شعر-نشر نخستين-
سال 79)
از فال قهوه
(مجموعه غزل-نشر آرويج-سال 81)
داستان مرگ سيزدهم
( مجموعه شعر ـ نشر ثالث ـ
سال 81)
اين آدم خوشحالا اين جا چه كار مي كنند
(مجموعه نمايش نامه-نشر نخستين-سال81)
كارتوني
(مجموعه داستانك هاي شاعرانه ـ نشر آیینه جنوب- سال86)
شبانه ها
(مجموعه شعر- نشرداستان سرا ـ سال 85)
از مرواريد تا نفت ( تاریخ خلیج فارس)
(پژوهش در تاريخ سيراف و كنگان - نشر داستان سرا - سال 88)
صفحات ديگر