تبليغاتX
همیشه خیابانی هست که مرا به دریا ببرد:: رضا طاهری:: کارتونی <
نوزدهم آذر 1386
آتشی بزرگترین شاعر معاصر

                                                    آتشی

نه  برای این که منوچهر آتشی همشهری خطابم می کرد و دوستم می داشت  نه  برای این که از شعر آتشی خوشم می آید . هنوز از خوانش شعر شاملو و فروغ به دلایل شخصی لذت بیشتری می برم اما آن چه مرا واداشت طی یا داشتی مطلب زیر را درهفته نامه نیمروز دوشنبه ۵ اذر ۸۶ شماره ۴۸  چاپ کنم  تنها اعتقاد  و باور به جوهره شعری و سواد شاعری در شعر منوچهر آتشی است.

« باور کنید دنیا اسب رهوار خسته ای نیست / كه بي سوار سوي آخورش روانه كنند»

 آتشی در شعر امروز ایران فضاي تازه و وحشي و نسبتا حماسي وارد کردکه در آن منش خشن ،خودمداری و طبیعت ایرانی را به سمت مدارا و نوعی عقلگرایی و انسان محوری سوق داد. او در طول زندگی سرشار از نوجویی و نوگویی بود و شعر او همواره دیگر گونه تر و شور وشوق اش متفاوت با گونه ها ی شعرمعاصرایران بود.

« فرصتی ای مرگ تا برای آخرین بار بتم را بردارم و در این کوچه های مرده بنوازم و بخوانم به شور»

 آتشي در شعرهایش کمتر از ضمير من سود می جست. عشق و شور را در لباس حماسی و با تصویرهای بکر طبیعی درمی آمیخت؛ و در کنار دید کاریزماتیک ونوستالیژک خود و حاکم بر زمان اش از سياست نظام های بسته و میلیتاریسم دلزده شده بود و دنبال مفر ديگري مي گشت؛ وطبيعي بود كه در جستجوي زباني باشدكه بهره ی بيشتر ی از شعر برده باشد.

 «من در  اين سن ام هيچ كتابي نيست كه در حوزه فعاليت‌‏ام ناخوانده مانده باشد, اگر كساني كه به شعر علاقه‌‏مند هستند و حس مي‌‏كنند قريحه شعري دارند به سراغ شعر بروند و گرنه به دنبال شعر رفتن كاري عبث و بيهوده است.»

 آتشی شاعری بهره ور از دانش ادبی زمان خویش بود. شناخت خوبی از زمان و جامعه ادبی ایران داشت و شعرهایی بسیار زیبا سرود. من به این یقین ام که آتشی بزرگترین شاعر معاصر ایران است.

 

+ نوشته شده در 11:42. رضا طاهری.