
مورچه سياه كوچولو از اين ساعت بايد كار مي كرد.
حكم اداري اش را گرفت و خواند:
من يك مورچه كارگر هستم·
· وادامه داد:
ما مورچگان را پس از بلوغ بر اساس تناسب جسمي بر سه گونه قرار داديم: اشزاف ، پاسبانان ،كارگران
ـ وظيفه هر مورچه مشخص است. فكر كردن وخواستن و داشتن براي مورچه ها ممنوع است.مورچه ها زندان و اعدام ندارند و پاداش بد كاران كار اجباري و تبعيد است.
ـ نفس كشيدن و خوردن و خوابيدن و دستشويي رفتن و جفت گيري كردن براي تمامي مورچگان مجاني و آزادي به قيمت جان.
مورچه سياه خنديد و به راه افتاد .
يك روز زمين گرمش مي شود
تمام آب ها تبخير مي شوند
لب هاي من و تو خشك مي شود
و ديگر كلمه اي برآن ها نمي رويد
ذهن من صخره اي است
در كنار امواج درياها
كه لك لك ها بر آن مي نشينند و
به پرواز در مي آيند
من تنها يك صخره ام
تو نيز بر من بنشين و
به پرواز درآي
آن كه مي خواند مرا
درد هاي خفته ام را بيدار مي كند
گفته بودم:
درياها را قراري نيست
دائما سر به ساحل مي كوبند
وهمان ترانه هاي هميشگي را مي خوانند
من كه مي گويم قصه همين است
در جادوي روشن آفتاب
شبانه ها آب مي شوند
صبح از راه مي رسد
اين قصه تمام مي شود
و آنكه مي خواند مرا
دردهاي خفته ام را بيدار مي كند
درباره وبلاگ

از رضا طاهری منتشر شده است :
هفت تا و دو تا دوستت دارم
(مجموعه شعر-نشر نخستين-
سال 79)
از فال قهوه
(مجموعه غزل-نشر آرويج-سال 81)
داستان مرگ سيزدهم
( مجموعه شعر ـ نشر ثالث ـ
سال 81)
اين آدم خوشحالا اين جا چه كار مي كنند
(مجموعه نمايش نامه-نشر نخستين-سال81)
كارتوني
(مجموعه داستانك هاي شاعرانه ـ نشر آیینه جنوب- سال86)
شبانه ها
(مجموعه شعر- نشرداستان سرا ـ سال 85)
از مرواريد تا نفت ( تاریخ خلیج فارس)
پژوهش در تاريخ سيراف و كنگان - در دست چاپ
صفحات دیگر